ی_ احساس_ نا آرومی_ وسیع و بی دلیلی دارم که آروم نمیشه :(
این جور موقع ها فکرم میره سمت کار احمقانه انجام دادن
الان دو تا کار احمقانه تو ذهنم_
برم بلاک_ #68 با یک آدمی خیلی زیرکانه آشنا شم خیلی سر خوشآنه و احمقانه
دو به نگار پیشنهاد بدم مشروط به نخوابیدن
حالم خوب نیست
بی دلیل
نه دلم برا قاف تنگ شده نه کارها م تو مرحله ی نگرانی_
فقط تو این بدبختی_ رزومه
به طور احمقانه ای گند هم میزنم تو دانشگاه
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
برای
به من
نیازی نیست
- تقریبا به تعداد همه ی تلگرام و اینستاگرام دارندگان ِ ایرانی -
. منم یکی از همون ها
.. احساس می کنم گرافیست ها لحظه شماری می کردن برای رنگ ِ قرمز ریختن روی میلاد
.. احساس می کنم ته ذهنی هایی این هست که پایتخت نشین ها هم بله
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
فقط نباید این و هی دوره کنه و حس کنه
بعد- خب ساده ست میتونه تنگ نظری ش و کم کنه و بعضی ها هم کسی ببینه
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
دلم توچال و دربند و
باغ فردوس
میخواد
:دی
دارم فکر میکنم حتا میشه اون مسیر_ درکه رو
ادامه داد دید چی میشه :دی
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی